چاقو یا قوی بعد از بریدن گلو
که آدم را آدمک کٌش ِ معروف سر خیابان ها می کند
و دار را آماده ی قباره ی ما که دست روی آب ،
گورستان را به قیافه می آوریم
با کٌتی به رنگ مردن در 24 قبر و قیافه گرفتن
بی آنکه قدم قدت به رسیدن ِ
حالا می گویم وقته کشتن این مارمولک انسان نماست
با کٌتی به رنگ مشکی کشتن مانیفست بعدی مردن
با تفاوت مردن در نمی میرد در به کشیدن مرگ
کش ِ کشیدن مردن هم در برابر او کم می آورد
دور بعدی (بابا کشتن را دست به سر کن
به سکانس آدم جویدن در گورستان مانیفست ها
خط ِ مربوط جویدن کلمات در مغز فسفری مارمولک
در خیابان عبور ممنوع می زند توی گوش ِ آدمک ِ فرعون
با در نظر گرفتن « تو آدمک آدمکهای آدم فروش ِ مونگٌل ِ بی قواره ای
حالا از جن و پری سر خیابان گرفته تا استکان قدیمی پیرمرد
تو را در خط ممنوع ِ اسکریپها به دار می آویزند
و خیال راحت تو را قد می اندازند با 24 قیافه ی مرده ی من
که از شانه های مونگولها خرمگس می فروشند
و تهوع زده ی بادهای شمال در جنوب معده ام می شوند
که من را در معرض خطرِ خطرناک ِ افتادن به روی شانه ها
اعدام به خط خط چین شاید نقطه
سر خط
کنند.

