ما هم شروع کردیم به فه می
حالا دن
یا نه فهم یدن
دن دِ دن
کله می پراند همهی آن چیزهایی که
شما هم می دانید و هی بعضی ها
چشم کی کور ؟ نمی دانند
که شاید اصلا برای بعضی ها که بوی بعضی های دیگر
می دهند/ مهم که نباشد
به خودِ فلز درست اش /خراب
حالا چرا خرابم کردی
چرا خخخ خر خر را آب نمی دهی
(مو که خرابتم/ خر مو خیلی وقتِ که آب برده
و از شیطون خر که پایین بیایی
هیچ گیسی تو را به دریا نمی برد
وقایق سوار شانه های منگِ اتوبوس هم نمی شود
چه رسد به دخترِ ترِ این پیراهن.