تبليغاتX
کلیک ادبیات
حرف



سلام دوستان عزیز برای خواندم مطالب به روی عکسها کلیک کنید.


شعری تازه از علی باباچاهی




لرزۀ دقيقۀموعود " شمس لنگرودی"

در پایان هم شعری از خودم به نام "حرف"

 

کاش

حرفهایم

به تو می رسید

وقتی که موریانه های پیراهنت

حرفهای دلم را می جوند




موضوع :
| *| نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:30 توسط حسین تیموری |
شاید
شاید

کسی را اجاره گرفته ای

که برایش حرف

                 برقصی.

قفسه ها را به دامن اش

وصله بزنی

و کتابها را به رمز گونه هایت

قفل کنی.


موضوع : شعر من
| *| نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386 و ساعت 16:44 توسط حسین تیموری |
چمدان لنگه به لنگه
 

همیشه قرار نیست

که بتوانیم

دروغ نگوییم

و از روی محیط زیست موهایت

کسی را

به ناف زمین نبافیم

***

همیشه از قرار بر نمی گردم که

دروغ را توی کفشمان

لنگه به لنگه چمدان کنیم.

 


موضوع : شعر من
| *| نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386 و ساعت 15:53 توسط حسین تیموری |
فهمیدن
 

 

ما هم شروع کردیم به      فه     می

حالا دن

یا نه فهم یدن

دن دِ دن

کله می پراند همهی آن چیزهایی که

شما هم می دانید و هی بعضی ها

چشم کی کور ؟ نمی دانند

که شاید اصلا برای بعضی ها که بوی بعضی های دیگر

می دهند/ مهم که نباشد

به خودِ فلز درست اش /خراب

حالا چرا خرابم کردی

چرا خخخ      خر         خر را آب نمی دهی

(مو که خرابتم/ خر مو خیلی وقتِ که آب برده

و از شیطون خر که پایین بیایی

هیچ گیسی تو را به دریا نمی برد

وقایق سوار شانه های منگِ اتوبوس هم نمی شود

چه رسد به دخترِ          ترِ این پیراهن.

 



موضوع : شعر من
| *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 و ساعت 19:15 توسط حسین تیموری |
فکر/ لب

      (۱)

      با پیراهنی که

      سوراخ

     می نوشت

      فکر کرد.

    


      (۲)

      در

     من

     فقط

    لبهایم

    مانده.

 


موضوع : شعر من
| *| نوشته شده در شنبه دوم تیر 1386 و ساعت 9:48 توسط حسین تیموری |
ما دونفر
 

برای مخاطره ی

روح

اینجا را به گند ِ

ما دونفر

 فقط ما دونفر می کشیم

و اجازه به ما دونفر نمی دهیم

فقط ما دونفر

 ماه ِ

دونفر دیگر را قورت /می دزدیم

 

 

از ما دونفر

دونفر دیگر

دونفر می شوند

و یک فروند دونفر به جنگ ِ

ما دونفر خودمان می روند.

 

 


موضوع : شعر من
| *| نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 و ساعت 19:5 توسط حسین تیموری |
مانیفست آدمک کشی2

 

 

چاقو     یا قوی بعد از بریدن گلو

 

که آدم را آدمک کٌش ِ معروف سر خیابان ها می کند

 

و دار را آماده ی قباره ی ما که دست روی آب ،

 

گورستان را به قیافه می آوریم

 

با کٌتی به رنگ مردن در 24 قبر و قیافه گرفتن

 

بی آنکه قدم     قدت به رسیدن ِ

 

حالا می گویم وقته کشتن این مارمولک انسان نماست

 

با کٌتی به رنگ مشکی       کشتن   مانیفست بعدی مردن

 

با تفاوت مردن در     نمی میرد      در به کشیدن مرگ

 

کش ِ کشیدن مردن هم در برابر او کم می آورد

 

 

دور بعدی (بابا کشتن را دست به سر کن

 

به سکانس آدم جویدن در گورستان مانیفست ها

 

خط ِ مربوط جویدن کلمات در مغز فسفری مارمولک

 

در خیابان عبور ممنوع می زند توی گوش ِ آدمک ِ فرعون

 

با در نظر گرفتن « تو آدمک آدمکهای آدم فروش ِ مونگٌل ِ بی قواره ای

 

حالا از جن و پری سر خیابان گرفته تا استکان قدیمی پیرمرد

 

تو را در خط ممنوع ِ اسکریپها به دار می آویزند

 

و خیال راحت تو را قد می اندازند با 24 قیافه ی مرده ی من

 

که از شانه های مونگولها خرمگس می فروشند

 

و تهوع زده ی بادهای شمال در جنوب معده ام می شوند

 

که من را در معرض خطرِ خطرناک ِ افتادن به روی شانه ها

 

اعدام به    خط      خط چین        شاید نقطه

 

سر خط

 

کنند.  

 

                             


موضوع : شعر من
| *| نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 و ساعت 20:19 توسط حسین تیموری |
چهار در ده
 

دیگر عادت

کرده ام

که بگویم:

تو عروس چهار در دهِ

منی.


موضوع : شعر من
| *| نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 و ساعت 21:0 توسط حسین تیموری |
Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic